آکاایران بازیهای محلی استان آذربایجان

آکاایران: بازیهای محلی استان آذربایجان



مجموعه بازى هاى استان آذربایجان عبارتند از: آت اویناماق (بازى با اسب چوبی)، آتدرماى معمولی، آتدى تودی، آدقوپما، آرداووردی، آشیرما (کشتى محلی)، آشیق، آل آقاجه، آلدى قاچدئى (نوعى توپ بازی)، آى قراقوش سالمایر، قان اولار، سالسون یره قانوه غلتان اولار، آى نه نه قوردى قوردی، آیها ویونى (بازى خرس)، اتگه داش قویدی، ارمنى جیزلقى (لى لى ارمنی)، ازلى لجه، اسبوج بازی، استاد شاگرد، استوپ، الاکلنگ، ال داش قویدی، انزلی، انگشت، اوزوک، اوزوک، اوزون آتدرما، اوستوند، کیمین الی، اوشدى اوشدى (پَرپَر)، اوغلو (عروسک بازی)، اویناماق، اهلکى ملا، ایاق خانه، ایپ گچه ى (طناب رد شد)، اینه!اینه! (سوزن!سوزن!)، بالیق منده (ماهى در دست من است)، بش داش (پنج سنگ)، بلیخ (آسمان جُل)، بن بنوشه (بنفشه)، پرواز پرنده ام، پشتک گشتی، پل آغاجى (چوب بازی)، پولونج آغان (الک دولک)، پیت بازی، پیشک قاشدی، پیل دسته، تیپک دوگوش، توپ توتدى (توپ گرنت)، توپ چرخی، توپ عربی، تولاما، جفت المنده، جوجه گوزى (چشم جوجه)، جوزمره، جولاتوتما، چلنگ آغاج، حمام – حمام، خالا (عروسک بازی)، خروس خروس، خیم خیم، داش قاجان، درمانچى بابا، دگمه بازی، دگیرمان، دگیرمان (آسیاب، آسیاب)، دونبالاپستان، دیواراووردى (به دیوار زد)، زوبول داق (سرسره بازی)، سُت صاغدی، سوزن سوزن، شانه قایم کردن، شترسواری، شکرپنیر، عویما آغاج (پرتاب کردن چوب به هوا)، قاچیرتدی، قدى قدی، قلعه قلعه، قول توتما، قهرمان بازی، کباب کباب، کر، کشتى محلی، کوف (تاب بازی)، کوک بازی، گوتى بورکووى ویرمنى (کلاتو وردار منو بزن)، گوزوباغلیجى (چشم بسته)، گول گول (گل یا پوچ)، گیزلنپاچ (قایم موشک)، ماتیلوس، مازالاق سالماق (فرفره بازی)، مجسمه، ناناقجی، نجات، هفت سنگ، یواروخ (مى شوئیم)، یوزپلنگ، یولدان گون هاردان چیخدى (آفتاب از کجا درآمد) و …

به گزارش آکاایران


آتدرماى معمولى (مرند)یکى از بازیکنان داوطلب مى شود که به حالت دولا به ایستد. به این بازیکن قلدان قسیر مى گویند. در نزدیکى او کپه اى خاک مى ریزند. ابتدا سردسته روى کپهٔ خاک جفت زده و از روى قلدان قسیر مى پرد و در آن طرف فرود مى آید. پس از آنکه همهٔ بازیکنان پریدند، قلدان قسیر جاى خود را تغییر مى ٔهد و به محلى مى رود که سردسته در پرش خود فرود آمده است. به همین ترتیب بازى ادامه پیدا مى کند و در هربار، قلدان قسیر جاى خود را عوض مى کند. این روال تا زمانى که یکى از بازیکنان نتواند از روى قلدان قسیر بپرد ادامه مى یابد. وقتى کسى از پریدن بازماند او باید جاى قلدان قسیر خم شود و قلدان قسیر به بازى برگردد. به خاطر داوطلب شدن به او این امتیاز داده مى شود که تا آخر بازى بپرد، حتى اگر در بعضى از پرش هاى خود موفق نشود.
آشیرما (کشتى محلی) (خوی)کشتى گیران با نرمش که همراه با نواختن ساز و دهل است، کار خود را شروع مى کنند. پس از نرمش و گرم شدن، داور که یکى از پیشکسوتان است، کمربند آنها را آزمایش مى کند تا محکم باشد. برنده فردى است که بتواند کمر حریف خود را گرفته و او را بلند کند و به زمین بزند.
آى قراقوش سالما یره قان اولار سالسون یره قانوه غلتان اولار (خلخال)(اى پرندهٔ سیاه به زمین نینداز خون به پا مى شود، اگر به زمین بى اندازى در خون خود غلتان مى شود)بازیکنان به دو گروه مساوى تقسیم مى شوند و محلى را در فاصلهٔ ۴۰ – ۵۰ مترى از زمین بازى خود به نام محل ‘رفع خطر’ تعیین مى کنند. سپس بازیکنان یکى از دو گروه با توافق یکدیگر یا براساس قرعه کشى خم شده و دست هاى خود را روى زانو قرار مى دهند. گروه دیگر بر پشت آنها سوار شده و در حالى که شعر ‘آى قراقوش … سالسون یره …’ را مى خوانند، توپى را که در دست دارند به یکدیگر پاس مى دهند. هرگاه توپ به زمین بى افتد، نفرات سواره پائین آمده و خیلى سریع خود را به محل ‘رفع خطر’ مى رسانند. در این حین نفرات خم شده توپ را برمى دارند و سعى مى کنند آن را به یکى از افراد گروه مقابل خود، قبل از اینکه به نقطهٔ ‘رفع خطر’ برسد، بزنند. در صورت موفقیت، جاى دو تیم عوض مى شود و غیر این صورت با همان وضعیت قبل، بازى را مجدداً ادامه مى دهند.
ارمنى جیزلقى (لى لى ارمنی)در این بازى شکلى هشت خانه شبیه خاج (صلیب) مى کشند و به همین دلیل است که این بازى را لى لى ارمنى مى خوانند. پس از خانه هاى هفت و هشت، نیم دایره اى رسم مى کنند که آن را جهنم مى خوانند. در این بازى با وجود استفاده از سنگ براى پرتاب به خانه ها، سنگ را با پا نمى زنند و سنگ در هر خانه اى که بى افتد از روى آن خانه مى پرند. بازى از خانهٔ اول شروع مى شود و در خانهٔ هشتم پایان مى یابد. آخرین مرحله جهنم است که بازیکن باید سعى کند سنگ او به جهنم نیفتد. وقتى او به خانهٔ هشتم رسید، باید از روى جهنم بپرد. اگر موفق شد از همان جا باید سنگ را دوباره به خانه ها بى اندازد. در صورت موفق شدن برندهٔ بازى است.
انگشت (لى لى حوضک)در این بازى دو نفره یکى از دو نفر انگشتان خود را باز مى کند و دیگرى انگشت شست او را گرفته و مى گوید:- بیائید برویم دزدی.انگشت دوم مى گوید: کو نردبان؟انگشت سوم مى گوید: نردبانى بزرگتر از این؟!انگشت چهارم مى گوید: کار خوبى نیست، انصافى هست، مروتى هست!انگشت پنجم در حالى که اداى چهارمى را درمى آورد و مسخره اش مى کند، مى گوید: برو، برو.
اوشدى ، اوشدى (پَر – پَر)بازیکنان دور هم مى نشینند و یک نفر را به عنوان استاد انتخاب مى کنند. استاد از همه مى خواهد انگشت سبابه خود را وسط بازى بگذارند. سپس استاد مى خواند: اوشدى اوشدی، قوش اوشدى (پَر، پَر، کلاغ پر) و بچه ها دست خود را بالا مى برند. استاد نام پرنده ها یا غیر پرنده ها و اشیاء مختلف را مى برد و بچه ها دست ها را بالا مى برند. کسى که دست خود را در زمانى بالا ببرد که استاد نام شیء یا غیر پرنده اى را اعلام مى کند، سوخته است و باید از بازى کنار برود.
بالیق منده (ماهى در دست من است) (میاندوآب)تمام بازیکنان که همگى از شناگران ورزیده و پرنفس هستند، داخل آب مى روند. یکى از آنها مى گوید: ‘بالیق منده’ . دیگران سعى مى کنند او را تعقیب کرده و دست خود را به او بزنند. او نیز مى تواند هنگام گریز، زیرآبى رفته و بقیه را مجبور کند زیر آب، او را جست وجو کنند. بازیکنى که دست خود را به او بزند، بلافاصله اعلام مى کند: ‘بالیق منده’ و این بار همگى به دنبال او مى روند و تا هر زمان که بخواهند، بازى را به همین شکل ادامه مى دهند.
بش داش (پنج سنگ)در این بازى نیاز به ۱۰سنگ براى هر نفر است. بازیکنان سنگ هاى خود را روى هم مى ریزند. یکى از آنها همهٔ سنگ ها را در مشت خود گرفته و به هوا پرتاب مى کند. در این فاصله پشت دست خود را زیر سنگ ها نگاه داشته و هنگامى که سنگ ها روى دست او قرار گرفتند، دوباره آنها را به هوا مى اندازد. این بار هنگام فرود آمدن، سنگ ها را در مشت خود مى گیرد و سعى مى کند تا جائى که ممکن است تعداد کمترى سنگ بر زمین بریزد. سپس سنگ هاى مشت خود را مى شمارد. اگر تعداد آنها فرد باشد، بازنده و در غیر این صورت برنده مى شود و به عنوان جایزه، نصف سنگ هاى مشت خود را براى خود کنار گذاشته و بقیه را براى دور بعدى بازى مى گذارد.

پولونج آغان (الک دولک)ابزار این بازى یک چوب بلند، یک چوب کوتاه است. چوب کوتاهى روى دو سنگ قرار مى گیرد. یکى از بازیکنان با چوب بلند به زیر آن مى زند. بازیکن دیگر باید سعى بکند آن را در هوا بگیرد. اگر موفق شد جاى دو بازیکن عوض مى شود. اما اگر موفق نشد چوب کوتاه را برمى دارد و شعرى مى خواند که کلمهٔ آخر آن به هو ختم مى شود. در اینجا باید هورا بکشد و به طرف محل چوب بزرگ و سنگ ها بدود، بدون آنکه نفس تازه کند. اگر موفق شد که خود پرتاب بعدى را انجام مى دهد، اگر نتوانست از بازى کنار مى رود.

منبع: ویستا

منبع : ایران مطلب

منبع :

گردآوری توسط بخش بازیهای محلی،بازی های بومی سایت آکا
پربازدیدها
تبلیغات