زنده شد خنده دوباره به

آکاایران: زنده شد خنده دوباره به

آکاایران:  زنده شد خنده دوباره به نوای پَ نَ پَ

دل ما شاد شد از خاطره‌های پَ نَ پَ
هرکسی هر سخنی داشت برایت بنوشت
ذهن ما باز شد از ذهن رسای پَ نَ پَ

با صدای تو به لبخند کمی‌راضی شد
دل غمگین و صدایم به صدای پَ نَ پَ
پیچ‌ها مانده و درمانده شدند از هنرت
خودمانیم ! همه افتاده به پای پَ نَ پَ
نمره دادی به همه ، لایک زدی پست مرا
اگــرم لایک نخوردم به فدای پَ نَ پَ
هرکه زوری زد و خلاقیتی حاصل کرد
همه را ریخت به عشق تو ، به پای پَ نَ پَ
شعر ناقابلی از عقلِ کمم بیرون زد
نامه ای ساده زدم باز برای پَ نَ پَ

—————————

 زنده شد خنده دوباره به

بی تو آنلاین شبی

بی تو آنلاین شبی باز از آن Room گذشتم.
همه تن چشم شدم. دنبال ID تو گشتم.
شوق دیدار تو لبریز شد از Case وجودم.
شدم آن User دیوانه که بودم.
وسط صفحه دسکتاپ، ROOM یاد تو درخشید
DING صد پنجره پیچید
شکلکی زرد، بخندید
یادم آمد که شبی با هم از آن Room گذشتیم.
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم.
تو همه راز های Hack ریخته در Booter های سیاهت.
من همه محو تماشای PM هایت.
Talk صاف و Room آرام، بخت خندان و زمان رام.
منو تو (و بقیه) همه دلداده به آواز روی Voice.
یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن.
لحظه ای چند بر این Room نظر کن.
Chat آیینه عشق گذران است.
تو که امروز نگاهت به ای میلی نگران است.
باش فردا که دلت با ID دگران است.
تا فراموش کنی چندی از این Room سفر کن.
با تو گفتم حذر از Room ندانم…
ترک chat کردن، هرگز نتوانم، نتوانم
روز اول که emailام به تمنای تو پر زد
مثل spam، توی Inbox تو نشستم
تو Delete کردی ولی من نرمیدم، نگسستم
باز گفتم که تو یک Hacker و من User مستم
تا به دام تو در افتم Room ها رو گشتم و گشتم
تو مرا Hack بنمودی، نرمیدم، نگسستم
Roomی از پایه فرو ریخت
Hackerی، Ignore تلخی زد و بگریخت
Hard بر مهر تو خندید
CPU از عشق تو هنگید
رفت در ظلمت شب، آن شب و شبهای دگر هم
نگرفتی دگر از User آزرده، خبر هم
نکنی دیگر از آن Room گذر هم
بی تو اما، به چه حالی من از آن Room گذشتم!

—————————

اهل تهرانم
پیشه‌ام شوفریست
گاه‌گاهی می‌روم جایی
سوی دوری دور دور
آنجایی که شهر پیداست
پیکانی دارم بهتر از هر ماشین
رفته بودم سر خط
دو سه تایی مسافر بزنم
روزگارم بد نیست
و حقوقم سر ماه
راست در جیب صاحبخانه است
بچه‌ام بی‌تاب است
و شبی در خواب دید
که من بنزی دارم مشکی
الگانس
ناگهان از خواب پرید
با نگاهی نگران
گفت به من
پشت صد بار گذشتن تاکسی‌ها
خواهم مرد
پدری دارم بهتر از مادر من
پدرم شوفر بود
آن زمان گاری بود
و باغی پر عطر یونجه
پشت تهران شهری است
که زمینی دارم
که ندارد آبی
به سراغ من اگر می‌آیید
نرم و آهسته کلاچ بردارید
که مبادا ماشین تنهایی من
خطکی بردارد.

————————–

وصف الحال آقایان
پس از مرگ همسرشان !

مـــــردها کاین گریه در فقدان همســــــــر می کنند
بعد مرگ همســـــــر خود ، خاک بر سر می کنند !
خاک گورش را به کیسه ، سوی منزل مـــی برند !
دشت داغ سینـــــه ی خـــــود ، لاله پرور می کنند
چون مجانین ! خیره بر دیوار و بر در مــــــی شوند
خاک زیر پای خود ، از گریه ، هــــــی ! تر می کنند
روز و شب با عکــس او ، پیوسته صحبت می کنند
دیده را از خون دل ، دریای احمــــــــر مــــی کنند !
در میان گریه هاشان ، یک نظر ! با قصد خیــــــر !!
بر رخ ناهیـــــــد و مینـــــــــا و صنــــــوبر می کنند !
بعدٍ چنــــــدی کز وفات جانگــــــــداز ! او گذشـــت
بابت تسلیّت خـــــــود ! فکــــر دیگــــــر مـــی کنند
دلبری چون قرص ماه و خوشگل و کم سن و سال
جانشیـــــــــن بی بدیل یار و همســـــــر می کنند
کـــــــــج نیندیشید !! فکــر همســـــــر دیگر نیَند !
از برای بچـــه هاشان ، فکر مـــــــادر مـــی کنند

——————————-

رستم” پی تو به راه رفته خان ها همه اشتباه رفته
“بیژن” عقبت به چاه رفته با تو “گاگارین” به ماه رفته!
رویای تو در دل پریشم محبوب دلم دویست و شیشم
آکنده ز منطق ارسطو تو دوزی تو پر پرستو
ای ظاهر تو چراغ جادو چون کهک دم در بده، بیا تو
امروز که بنده در “آفیشم” محبوب دلم دویست و شیشم
ای رفته به قله دماوند ای بر تو نگاه کوه الوند
ای داده ” ژکوند ” بر تو لبخند من می خرمت فقط بگو چند؟
ای وای که با تو من چی میشم محبوب دلم دویست و شیشم
ای ناز چراغ و پاک شیشه از دوری تو دلم پریشه
بهتر ز تو در جهان نمیشه ای عمر ” گارانتینت” همیشه
یک عمر تو بسته ای به ریشم محبوب دلم دویست و شیشم
ای کشته ی تو خود ” اوناسیس” از هجر تو دیده ها همه خیس
گر قافیه شد غلط بگو” هیس” چون نمره ی تو دهد دلم بیس
من تا ابد تو را سریشم محبوب دلم دویست و شیشم
ای جان پس رشنو تو این را این در فن خودرو آخرین را
” تی کاف” مزن تو این چنین را “ویراژ” مده تو نازنین را
از کار تو سخت ” دل پریشم” محبوب دلم دویست وشیشم
قربان قد و غر و غمیشت جانم به قدای قوم و خویشت
مردم زنگاه پر زنیشت هر روز مین آمدم به پیشت
امروز خودت بیا به پیشم محبوب دلم دویست و شیشم
تا آخر عمر یار من باش هر روز فقط کنار من باش
براقی روی تار من باش خواهی تو بیا سوار من باش
با دست خودت بزن “پلیشم ” محبوب دلم دویست و شیشم
ای شاخه نبات شعر حافظ” سربی” و ” بژ” و ” سیاه” و ” قرمز”
در قلب تمام خلق نافذ در آخر کار در پرانتز
( با تو به فکر جان خویشم) محبوب دلم دویست و شیشم

————————-

سهراب سپهری ۱۳۹۰ :هر کجا هستم، باشم به درک! من که باید بروم! پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین، مال خودت! من نمی دانم نان خشکی چه کم از مجری سیما دارد! تیپ را باید زد! جور دیگر اما… کار را باید جست. کار باید خود پول. کار باید کم و راحت باشد! فک و فامیل که هیچ… با همه مردم شهر پی کار باید رفت! بهترین چیز اتاقی است که از دسته چک و پول پر است! پول را زیر پل و مرکز شهر باید جست! سید خندان یه نفر! سوئیچم کو؟ چه کسی بود صدا کرد زورو؟

—————————

میازار موری که دانه کش است که جان دارد و جانم به قربانت ولی حالا چرا عاقل کند کاری که باز آید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خواستن توانستن است

—————————

خرده های عشقت در جیب عقبم هی جرینگ و جرینگ می‌کنند. سبزترین خاطره ات را تا نخورده، در شولای دل پیچاندم و نوشابه ی سرد تگرگی یادت را رویش سر کشیدم. از زمانی که ساندویچ عشقت را گاز زدم، دل از بی قراری رهید و به آرامش رسید.

.

منبع :

گردآوری توسط بخش جوک ،طنز، لطیفه خنده دار سایت آکا
تبلیغات