‫سوار یه سیستم صوتی شدم

آکاایران: ‫سوار یه سیستم صوتی شدم

آکاایران:  

 

‫سوار یه سیستم صوتی شدم طرف روش پراید بسته بود :)))))))))))‬
 

 

 

---------------

 

 

‫داشتیم با مامانم وسایل انباری رو مرتب میکردیم
یه دفعه مامانم یه جعبه مدادرنگی ۲۴رنگ قاب فلزی رو از تویه کارتون درآورد
نگاش کرد…
گفت: میدونی این چیه؟
اینو خریده بودم هروقت معدلت ۲۰شد بدم بهت
حیف واقعا!!!
خاک تو... !!‬
 

 

 

---------------

 

 

‫هر کی این جمله رو یادشه و باهاش حال کرده بلایکه :))
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
"بی سرو صدا ،وسایلتونو جمع کنین با صف بیاید برید توو حیاط ، معلمتون نیومده" :| D:‬
 

 

 

---------------

 

 

‫یه ماشین لوکس شاسی بلند دیدم که سانروفشو باز کرده بود و ٢ تا بچه سرشونو عاورده بودن بیرون مث چی حال میکردن ...
یاد بچگی های خودم افتادم همچنین حسی رو پشت وانت داشتم...............‬
 

 

 

---------------

 

 

 

‫گویش خانم های جوان در سال 81:
عزیزم، چرا ناراحتی؟ قربونت برم

گویش خانم های جوان در سال 86:
عزیزم، چرا ناراحنی؟ قلبونت برم

گویش خانم های جوان در سال :
عجیجم، عجقم، چلانالاحتی؟ قلبونت بلم

گویش خانم های جوان در سال 96:
دیبیلم، عولوپولو، بیلی بولوناتانوتوهلو؟‬
 

 

 

---------------

 

 

‫کاربردهای مختلف «مردن» در فرهنگ بیانی ما:

برو بمیر: برو گمشو!
بمیرم برایت: خیلی دلم برایت می سوزد!
می میرم برایت: عاشقتم!
می مردی؟: چرا کار را انجام ندادی؟
مردی؟: چرا جواب نمی دهی؟
نمردیم و...: بالاخره اتفاق افتاد!
مردیم تا...: صبرمان تمام شد!
مرده: بی حال!
مردنی: نحیف و لاغر!
مردم: خسته شدم!‬
 

 

 

---------------

 

 

‫دو نفر داشتن با هم خالی می بستن. اولی گفت 40 سال پیش ساعت بابام تو همین رود افتاد! دیروز بعد این همه مدت رفتیم غواصی پیداش کردیم سالم بود! دومی گفت بابای من 40 سال پیش افتاد تو همین رود، دیروز دیدیم اومد خونه سالم سالم بود!
اولی گفت تو این مدت او زیر چی کار می کرد؟ گفت: ساعت بابای تو رو کوک می کرد.‬
 

 

 

---------------

 

 

یاعلی گفتیم میزو بلند کنیم،
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اشتباهی عشق آغاز شد!‬

 

 

 

---------------

 

 

‫رفته بودم سربازی، روز اول نشوندنمون رو زمین...
جناب سروان داد زد : کی اینجا لیسانس ریاضی داره؟!!
منم با ذوق و شوق دستمو بردم بالا گفتم : من جناب!!!
گفت : پاشو اینا رو بشمار!!!! :|‬
 

 

 

---------------

 

 

‫یکی از دیالوگ های خیلی زیبا بین فامیل دور و آقای مجری در برنامه نوروزی کلاه قرمزی

آقای مجری: واسه چی در ُ باز گذاشتی؟
فامیل دور: واسه بهار.
از در بسته دزد رد می‌شه ولی از در باز رد نمی‌شه.
وقتی یه در ُ باز بذاری که دزد نمیاد توش. فکر می‌کنه یکی هست که در ُ باز گذاشتی دیگه. ولی وقتی در بسته باشه، فکر می‌کنه کسی نیست ُ یه عالمه چیز خوب اون‌تو هست ُ می‌ره سراغ‌شون دیگه.
در باز ُ کسی نمی‌زنه. ولی در
بسته رو همه می‌زنند. خود شما به خاطر این‌که بدونی توی این پسته دربسته چیه، می‌شکنیدش. شکسته می‌شه اون در.
دل آدم هم مثل همین پسته می‌مونه.
یه سری از دل‌ها درشون بازه. می‌فهمی تو دلش چیه. ولی یه سری از دل‌ها هست که درش بسته ‌اس. این‌قدر بسته نگهش می‌دارند که بالاخره یه روز مجبور می‌شند بشکنند و همه‌چی خراب می‌شه.
آقای مجری: در دل آدم چه‌جوری باز می‌شه؟
فامیل دور: در دل آدم با درد دله که باز می‌شه‬
 

 

 

---------------

 

 

 

‫رفتم یه خط ایرانسل خریدم ،

همراه اول بهم اس داده فکر نمیکردم یه روزی بیاد که بهم خیانت کنی :|‬
 

 

 

---------------

 

 

‫در خانواده ما هرجا سخن از انحراف است،
.
.
.
.

.
.
.
.
.

.
نام زیبای من میدرخشد!!:))))‬
 

 

 

---------------

 

 

‫دیشب مهمونی بودیم ، سر سفره شام واسم مسیج اومد ، بازش کردم دیدم پسر خالم نوشته ایمان جلوی من جوجه و کباب نیست برسون! ! توش مونده بودم!‬
 

 

 

---------------

 

 

‫هـرکـاری میکنــم آیفـونـم بـه اینتـرنــت وصــل نمیشــه
.
.
.
..
......
.
.
.
.
دکمـه شـو کـه میــزنـم در خــونـه بـاز میشــه ..!!
:|
پس این ملّت چی میگن ما با آیفون میایم فیسبوک؟؟‬
 

 

 

---------------

 

 

‫اینقدر که ما لگد به بخت خودمون زدیم بروسلی به حریفاش نزد.‬
 

 

 

---------------

 

 

‫بابای شما هم جلو تلویزیون خوابش می بره بعد تا تلویزیونو خاموش می کنی بیدار می شه میگه چرا خاموشش کردی؟‬
 

 

 

---------------

 

 

‫چه لحظه باشکوهی بود. اون لحظه... وقتی معلم می بردمون پای تخته تا ازمون درس بپرسه وسطش زنگ می خورد...!‬
 

 

 

---------------

 

 

‫یه بار تو یه جمعی بودم مامانم زنگ زد گفت: یه سوالی ازت می پرسم اونجا تابلو نکن! فقط با آره یا نه جواب منو بده! باشه؟ گفتم: باشه. گفت: اوضاع اونجا چه جوریه؟!‬
 

 

 

---------------

 

 

‫زنه دیروقت به خونه رسید آهسته کلید رو انداخت و درو باز کرد و یکسر به
اتاق خواب سر زد
ناگهان بجای یک جفت پا دو جفت پا داخل رختخواب دید
بلافاصله رفت و چوب گلف شوهرش رو برداشت و تا جایی که میخوردند آن دو را
با چوب گلف زد و خونین و مالی کرد.
بعد با حرص بطرف اشپزخانه رفت تا ابی بخورد
با کمال تعجب شوهرش را دید که در آشپزخانه نشسته است.
شوهرش گفت سلام عزیزم!
پدر و مادرت سر شب از شهرشون به دیدن ما اومده بودند چون خسته بودند
بهشون اجازه دادم تو رختخواب ما استراحت کنند
راستی بهشون سلام کردی؟؟؟‬
 

 

 

---------------

 

 

‫هر دفـه که سوار متـرو میشم ..
می‌فهمم که چرا وقتی بچه بودیم تو مدرسه و مهد کودک صندلی بازی می‌کردیم !!‬
 

 

 

---------------

‫خوش به سعادت این نسل جدید که کلی سرگرمی دارن !
والا سرگرمی نسل ما یه چرخ گوشت بود که دستمون رو میکردیم توش انقد میچرخید که
دستمون تا زانو قطع میشد !
بعدش کانال 5 برنامه درشهر نشونمون میداد کلّی حال میکردیم‬
  

.

منبع :

گردآوری توسط بخش جوک ،طنز، لطیفه خنده دار سایت آکا
تبلیغات