لطیفه های کوتاه

آکاایران: لطیفه های کوتاه و خنده دار

آکاایران: لطیفه های کوتاه و خنده دار

مشتری:«آقا! یک مگس توی سوپ من است!» پیش خدمت:«نگران نباشید، عنکبوتی که توی نانتان هست آن را می گیرد!»

 

معلم:«بهرام!چرا کتاب ریاضی ات را گاز می زنی؟» بهرام:«خودتان گفتید مثل عسل شیرین است!»

 

علی به دوستش:« می دانی چه چیز هشت پا بودن سخت است؟»این که هربار قبل از غذا باید هشت تا دست را بشویی!

 

رضا:« این همسایه ی ما ساعت دو نصف شب هی با مشت میکوبید به دیوارخانه مان!»علی:«عجب آدم های مردم آزاری پیدا می شوند.حتما نگذاشتند بخوابید؟» رضا:«نه!خوشبختانه خواب نبودم! داشتم شیپورتمرین می کردم!»

 

معلم:«آخرین دندانی که در می آیدچه دندانی است؟»شاگرد:«اجازه آقا! دندان مصنوعی است!»

 

رئیس:«خجالت نمی کشی توی اداره جدول حل می کنی؟»کارمند:«چکار کنیم قربان؟این سر و صدای ماشین ها که نمی گذارد آدم بخوابد!»

 

فرید!«توی عمرت، سخت ترین کاری که انجام دادی، چه بوده؟» فرید:« پر کردن نمکدان!»
«چرا؟» فرید:« آخه سوراخ هایش خیلی ریز است.»

 

به یک فضول می گویند:«اگر نصف دنیا را به تو بدهیم قول می دهی دیگر فضولی نکنی؟»فضول: «آن وقت نصف دیگرش را به کی می دهید؟

 

 

.

منبع :

گردآوری توسط بخش جوک ،طنز، لطیفه خنده دار سایت آکا
تبلیغات