آکاایران: لطیفه های جدید و عکس های خنده دار (سری ۲۱۷)

۱. یارو میره که نامه بنویسه و بندازه تو دریا که برسه به دست خدا ، تو نامه می نویسه  
خدایا به من ماشین بده
خونه بده
پول و ثروت بده
بچه هامو سروسامون بده
بعد بمیرم
یه دفه یه موجی میاد نزدیک میشه غرق شه عصبانی میشه میگه: خدایا داری از آخر میخونی

۲. ‏معلم از بچه دبستانی میپرسه :   پسرم چهار مزه اصلی چیه⁉️  .پسره میگه بال کبابى چیپس ماست موسیر آب آلبالو ولی عمو مجتبام میگه مرد اونه که بدون مزه بخوره

۳.به این مورد دقت کنید :
وسط بحث کردن با مخاطب خاصت باشی ، بعد یه اس خفن بدی بعد اون جواب نده بعد فکر کنی حسابی ضایع شده بعد نگاه کنی ببینی شارژت تمووم شده اس نرفته بعد ببینی خودت ضایع شدی !
لامصبا چقدر تجربه در اختیارتون بذارم ؟ خودتونم رعایت کنید خووووو !

۴. هفت سین سفره ی ما یه سینش کمه
تو بیا بشین تو سفره ی ما سیرابی !!

 

حواستون باشه مسافر داعشی سوار نکنید

لطیفه های جدید

آکاایران: لطیفه های جدید و عکس های خنده دار (سری 217)

 

۵. ‏عاشق اونایی هستم که موقع دعوا و دلخوری SMS رو مینویسن ولی ارسال نمیکنن ، آخه دلشون نمیاد عشقشونو ناراحت کنن ولی من صدبار میفرستم تا مطمئن شم رسیده و بوق طرفو کامل سوزوندم !

۶. به بعضیا باید گفت :
یه دفه امتحانی آدم باش شاید خودتم خوشت اومد !

۷.“تو هم دختر خودمی”
ترفند پیرمردها برای ماچ کردن زنهای فامیل در ایام عید

۸. ‏پاسخ به سوال معروف از دخترا درعید دیدنی ها:
رفتی مهمونی گفتند پس کی میخای شوهر کنی؟ بهشون بگید عشق من شوهر تو بود که با تو ازدواج کرد دیگه از اون موقع تصمیم گرفتم با هیچکی ازدواج نکنم

وقتی وایسادی کنار خیابون بعد سرویس دخترا از کنارت رد میشه

لطیفه های جدید

 

۹.پاسخ به سوال معروف از پسرا درعید دیدنی ها:
رفتید مهمونی ازتون پرسیدند چرا زن نمیگیری؟ بگید خب تو بیا دخترت رو بده به من

۱۰. هرچیزی که پرژک نمیتونه باهاش شامپو بسازه، مامان من فیریز میکنه نگه میداره.

۱۱. وضعیت ترافیک تهران طورى شده که گازشو بگیرى برى اصفهان خرید کنى برگردى زودتر میرسى خونه.

۱۲. ‏اگه به توصیه عمو پورنگ مبنی بر اینکه: “کاشکی این لک لک دوست شه با اردک تا که نمونن این دوتا تک تک”، گوش می دادیم الان این همه جوون عذب نبود.


درسته عکسش بی تربیتیه! ولی خلاقیتش جالبه

لطیفه های جدید

لطیفه های جدید

۱۳. ‏هیچ وقت اخرین نصیحت پدربزرگم قبل از مرگ یادم نمیره که میگفت: نردبون رو تکون نده حیوون.

۱۴. مامانم گفت اگه منو بابات یه ماه بریم مسافرت شما چی میشید؟ گفتم خیلی خوشحال میشیم، ناراحت شد.

۱۵. قیمت بازی فیفا ۱۷ واسه ps4 زده ۲۵۰ هزار تومن. من اگه اینقدر میخواستم واسه فوتبال هزینه کنم الان خودم داشتم تو پرسپولیس بازی میکردم.

۱۶. ‏خودِ لئو تولستوی دوست داشت واسه تولدش بهش PS4 هدیه بدن، اونوقت یه عده میگن به ما کتاب هدیه بدید.

ای ناناز بشی مامانی

لطیفه های جدید

۱۷. ‏وقتی با ۱۵ سال سن از زخمهای زندگی میگید فقط میتونم به عرقسوز شدن لای پاتون فکر کنم.

۱۸. ‏من نگران هیچ چیزی نباشم ، نگران جواب دادن به پسرم هستم که قطعا خواهد پرسید از خودت خجالت نمی کشی داریوش زنده بود و نرفتی کنسرتش؟

۱۹. ‏یکی از آشناهامون واسه ترک سیگار شکلات میریخت توو جیبش هر وقت سیگار میخواست شکلات میخورد. بعد دو ماه به خاطر دیابت فوت کرد.

۲۰. ‏دختر داییمو فرستادن کلاس نشاط و آرامش روح، بعد من بچه بودم مامانم میفرستادم کلاس ورزشاى رزمى تا میخورد همو میزدیم که گیر خفاش شب نیوفتیم.

‏به زودی در تمامی خانه های ایران 
 
لطیفه های جدید
 
 

۲۱. یه سری رفتم خواستگاری بابای دختره پرسید کار و خونه داری؟ گفتم بله، کارم عاشقیست و همه جای دنیا سرای من است. گفت زیبا بود گمشو بیرون.

۲۲. بابام دیروز اومد پریز برق رو درست کنه کولرو سوزوند. امروز اومد فیوز رو عوض کنه فریزرمون دیگه روشن نمیشه. یکم ادامه بده کل برق شهر قطعه.

۲۳. یه بار یه نتورکی اومد گفت اون سانتافه رو میبینی؟ نتورک بیای ۵ماه بعد اونو میخری. گفتم داداچ اون مال خودمه. لال شد رفت منم سوار پرایدم شدم رفتم مسافرکشی.

۲۴. فرهنگ ۲۵۰۰ ساله ایرانیان رو تو فلافلی سلف سرویس میتونید از نزدیک با وضوح بالا مشاهده کنید.

 
وقتی مامانت میگه پاشو میخام زیرت رو جارو برقی بکشم 
 
لطیفه های جدید
 
 

۲۵. یه تی شرت میخوام برای عید سفارش بدم عبارتای زیر روش باشه: آره درسم تموم شده، نه کار خاصی نمی کنم، کی زنشو به ما میده.

۲۶. چهارشنبه سوری اونجاش خوبه که دیگه از جنگ چریکی و نامنظم تبدیل میشه به جنگ شهری و تن به تن.

۲۷. من همینجا انوشه انصاری و فیروز نادری رو نماینده ی رسمی خودم برای دریافت عیدی در مراسم عید دیدنی اعلام می نمایم.

۲۸. یه پرنده خریدم اوردم خونه دو هفته شب و روز منتظر بودم حرف بزنه آخرش گفت حاجی حالا من این دفعه حرف میزنم ولی ناموسا جغد چه حرفی داره بزنه؟

یعنی کل رنگبندیا رو چیده که دیگه نتونی بهونه بیاری بگی آقا از رنگش خوشم نمیاد

لطیفه های جدید

۲۹. وقتی میری پی وی یه دختر مواظب حرف زدنت باش، تو در واقع داری جلوی همه ی دوستاش باهاش حرف میزنی.

۳۰. ماشین پلیس از تو خیابون قرنی پیچید تو کریمخان و پشت بلندگو گفت: سلام عشقم. یه لحظه همه بی حرکت وایسادن ببینن با کیه. با افسر سر چهارراه بود.

۳۱. این پیرمردای بالای صدسال که صداسیمامیره باهاشون مصاحبه میکنه ومیپرسه رازسلامتیتون چیه و اونام میگن پیاده روی ومصرف لبنیات، همشون تریاک میکشن.

۳۲. هموطنان آریایی را میتوان در ایام مسافرت های نوروزی در هنگام نور بالا زدن و اعلام خطر وجود پلیس راهور شناخت. درود بر شرف آرایی.

 

مراحل بیدار شدن یک عدد گوگولی مگولی

لطیفه های جدید

۳۳. بریتنی اسپیرز نقاشی استاد فرشچیان رو گذاشته اینستاگرامش. این نشون دهنده تاثیر دوست پسر ایرانی در سطح بین المللیه. باید خط صادرات راه بندازیم.

۳۴. بابام گفت سخت ترین کار دنیا؟گفتم دوس داشتن کسی که دوست نداره؟ گفت نه،بزرگ کردن یه گاو توی خونه بجای طویله.

۳۵. ‏سالی که نکوست از بهارش پیداست رو قشنگ در وصف سال جدید بدون کلاه قرمزی گفتن.

۳۶. کاشکی عید دیدنی میریم همون اول عیدی مارو بدن ما برگردیم خونه، مامان بابامون هرچقد خواستن اونجا بمونن.

 

چند روز دیگه جاده های شمال ایران

لطیفه های جدید

 

۳۷. بعضیا هم ساعت میذارن سر زنگ که ۴صبح بیدار بشن یه عکس بذارن اینستا بنویسن ما را همه شب نمیبرد خواب.

۳۸. الان دیدم یه چی ساختن میشه چراغای خونه رو با یه اپ روشن خاموش کرد.اگه میشدوقت خواب از تو تخت محتویات مثانه رو هم آپلود کنه تو توالت عالی بود.

۳۹. دوستم آنقدر رفته بود آموزش رانندگی مردود شده بود که آخریا با ماشین آموزشگاه حین آموزش مسافر کشی میکرد.

۴۰. پنکه رو از جلو کامران و هومن بردارى نمیتونن بخونن.

در اصل خوابگاه دخترا باید اینجوری باشه

لطیفه های جدید

۴۱. ‏میخوام برای فرار از روبوسی امسال کلاه کاسکت بذارم همه جا فقط اون شیشه جلوشو بدم بالا بگم سلام خوش اومدین دوباره ببندم.

۴۲. ‏یه گروه تو تلگرام اد شدم که بچه های دانشگان دخترو پسر همشونم متاهل. گفتم منو چرا اد کردید؟ گفت خواستیم هممونو بشناسی و بهمون پیشنهاد ندی هی.

۴۳. ‏وانتیه تو کوچه ۱۲۰ کیلومتر سرعت میرفت پشت بلندگو داد میزد بدو لیموشیرین بدم. ینی یوزپلنگم لیموشیرین میخواس بهش نمیرسید. فکر کنم قصد فروش نداشت.

۴۴. ‏کاش الان در باز میشد یه نون بربرى داغ با یه کیسه پنیر تبریزى میومدن تو، سقف آرزوهام در حال حاضر همینه.

۴۵. یه سری کله ی صبح رفتم مغازه گفتم سه پاکت بهمن کوچیک بده. طرف یه بسته تیغ داد. گفتم این چیه؟ گفت مگه نمیخوای بمیری؟ این راحت تره.

 

سرگشته چو پرگار همه عمر دویدیم

  آخر به همان نقطه که بودیم رسیدیم…


لطیفه های جدید

لطیفه های جدید و عکس های خنده دار (سری ۲۱۷) 

 

.

منبع :

گردآوری توسط بخش جوک ،طنز، لطیفه خنده دار سایت آکا
تبلیغات