آکایران :آید ین سیارسریع در روزنامه قانون نوشت:
قد یم ها که مرگ برای خود ش یه اتفاق مهم به حساب می اومد و آد م ها خیلی کمتر از الان می مرد ن، برای د لد اری د اد ن به بازماند گان و تسلای خاطر اونا می گفتن «مرگ حقه» که الان با عاد ی شد ن مرگ د یگه این عبارت کاربرد ش رو از د ست د اد ه و تبد یل شد ه به «فحش حقه». این فحش حقه خود ش منجر به د ق مرگ شد ن بقیه و د ر نهایت تحقق مرگ حقه میشه. الان احساس مترجمان آثار کانت و هگل رو د ارم که می د ونن چیزی که ترجمه کرد ن رو هیچکی نمی فهمه ولی با اعتماد به نفس به مسیرشون اد امه مید ن. د ر حال حاضر سوالی که برای من مطرح شد ه اینه که چرا ما د ر این کشور عزیز هرکاری که می کنیم فحش می خوریم؟ مسئولی به وظیفه اش عمل نمی کنه فحش مید یم که چرا به وظیفه ات عمل نمی کنی؟ بعد یکی د یگه به وظیفه اش عمل می کنه فحش مید یم که وظیفه اش بود ه باید عمل می کرد ه. تیم ملی فوتبال کشور یه مد ت با تیم های ضعیف و د رجه د و آسیا مساوی می کرد یا می باخت، فحش می د اد یم که خاک بر سرشون عمان رو هم نمی برن. الان که می بره فحش مید یم که زحمت کشید ن، کوه کند ن! می خواستن اینا رو هم نبرن؟! به طور کلی کسی نمی تونه اد عا کنه که فحش نخورد ه. د یگه همه یک بار که توی تاکسی نشستن و د ر تاکسی رو باز و بسته کرد ن. آروم ببند ی فحش می خوری که مگه جون ند اری ریغو؟ محکم ببند ی هم مورد عنایت قرار می گیری که حیوون! مگه د ر طویله است؟ من روزی رو می بینم که تاکسی ها مجهز به د رهای خود کار و بد ون د خالت د ست شد ن ولی مسافرا به د لیل اصطکاک بیش از حد نشیمنگاه با تشک تاکسی که موجب شکستن چینی تنهایی تشک مزبور شد ه به صورت کلامی به سزای اعمالشون می رسن. یکی به کمک احتیاج د اره فحش می د یم که بی وجد ان ها کمک کنین! البته خود مون همیشه یا پامون د رد می کنه یا بد بخت تر از اونی هستیم که کمک کنیم. بعد یکی پید ا میشه که به اون بند ه خد ا کمک کنه، ضمن کنکاش د ر نیات شومی که حتما د اره اونقد ر فحش مید یم که طرف به کوهخواری و کارهای خلاف می افته. تو کارهای سیاسی هم که فحش تنها کاریه که از د ستمون برمیاد . مورد زیاد د اریم که همزمان به اصلاح طلب و اصولگرا و بقیه احزاب و گروه های فکری که من الان متاسفانه به طور د اوطلبانه اسم هاشون رو فراموش کرد م فحش مید ن، بعد که ازشون می پرسی خود تون چی فکر می کنین و چه پیشنهاد ی د ارین؟ یه پوزخند می زنن و میگن: فکر کرد ی من وارد این بازی های کثیف سیاسی میشم؟ عمرا! اینا خیلی زرنگن و ای کاش ما هم می تونستیم اند ازه اینا زرنگ و باهوش باشیم. اوج این فحش د اد ن ها اونجاست که برای یک روزنامه نگار مشکلی به وجود میاد
بنا به گزارش آکاایران : (مثلا پاش رگ به رگ میشه و یه مد ت نمی تونه بیاد سر کار) بعد این عزیزان فحش مید ن که این از خد اش بود پاش رگ به رگ بشه و اصلا خود ش از عمد پاش رو پیچوند . اگه هم مشکلی پیش نیاد و رگ پاهای یک روزنامه نگار سالم بمونه هم که باز آماج فحش های اد بی مثل میرزابنویس و قلم به مزد می گیره. ملاحظه می فرمایید که یکی د و تا رگ چه اهمیتی د ر سرنوشت روزنامه نگاران د اره. خلاصه این که فحش حقه. به رحال باید مراعات مرد م رو کرد . زند گی ها سخت شد ه. یه جایی باید خالی کنن خود شون رو این [...] های [...] به [...] تو [...] کش بافت! چه میشه کرد ...

منبع :

طنز؛ فحش حق است

گردآوری توسط بخش جوک ،طنز، لطیفه خنده دار سایت آکا
تبلیغات